عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

96

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

پيامبر در بيشتر جنگهاى خود هدف خويش را پوشيده مىداشت و مىفرمود جنگ خدعه است جز در جنگ تبوك كه موضوع را براى اينكه مردم به‌طور كامل آماده شوند آشكارا به آگاهى آنان رساند ، از قضا من در آسايش و فراخى بودم ، و دو مركوب داشتم و پيش خود احساس توانايى بر جهاد و سبك‌بارى مىكردم و در همان حال مايل به استفاده از سايه‌ها و ميوه‌ها بودم ، كار همين‌گونه بود تا آنكه پيامبر ( ص ) بامداد روز پنج‌شنبه‌اى حركت فرمود و دوست مىداشت كه روز پنج‌شنبه حركت فرمايد ، و چون آن حضرت حركت فرمود با خود گفتم فردا به بازار مىروم و زاد و توشه خود را مىخرم و به ايشان مىپيوندم . فردا به بازار رفتم ولى كارهاى دشوارى پيش آمد برگشتم و گفتم به خواست خداوند فردا اين كار را انجام مىدهم و كار بر اين‌گونه گذشت و گناه پاى پيچ من و مورد شبهه من قرار گرفت تا آنكه از پيوستن به رسول خدا ( ص ) تخلف ورزيدم ، و چون ميان بازارها و كوچه‌هاى مدينه حركت مىكردم اندوهگين مىشدم چون مىديدم فقط كسانى از همراهى با پيامبر خوددارى كرده‌اند كه به ديده نفاق بر آنان مىنگرند ، و چون همراهان پيامبر ( ص ) بسيار بودند و نام ايشان هم در دفترى ثبت نبود و شمار كسانى هم كه از همراهى خوددارى كرده بودند فقط هشتاد و چند تن بودند هركس كه از رفتن خوددارى كرده بود مىپنداشت موضوع پوشيده مىماند . پيامبر ( ص ) هم تا هنگامى كه به تبوك رسيده بود مرا به ياد نياورده بود ، ولى در تبوك پرسيده بود : كعب بن مالك كجاست و چه كرده است ؟ مردى از خويشاوندان من گفته بود اى رسول خدا ، دو جامه نو « 13 » و گران‌قيمت و نگريستن به كناره‌هاى آن او را از همراهى بازداشته است ، معاذ بن جبل گفته بود چه بد گفتى ، و به پيامبر ( ص ) گفته بود : به خدا سوگند ما درباره او جز خير و نيكى نمىدانيم . گويد : در همان حال شبح مردى را از دور ديده بودند و پيامبر فرموده بود : بايد ابو خيثمه باشد كه همان‌گونه هم بود . و چون رسول خدا ( ص ) جنگ تبوك را به پايان رساند و حركت كرد و به مدينه نزديك شد ، من همواره در اين فكر بودم كه چگونه خود را از خشم پيامبر بيرون آورم و در اين‌باره از همهء خردمندان خانواده‌ام يارى مىخواستم . همين كه گفته شد فردا صبح زود پيامبر ( ص ) پيش شما خواهد بود ، هر انديشهء ياوه‌اى از

--> ( 13 ) . شايد با توجه به آيه مباركه « هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » كنايه از دو همسر او باشد .